تبلیغات
ღ☆Star*girl☆ღ - در من شمعی روشن کنید...!


ღ☆Star*girl☆ღ

 در من شمعی روشن کنید!مرا به آسمان بفرستید!مادر، دست بچه ات را به من بده!آیا تو خواب رنگین دیده ایی؟!  خسته هستم...می خواهم بخوابم آقا!تو مرگ سبز می دانی چیست؟!هیچ قانونی از رنگ سبز حمایت نمی  کند...ورق ها را دور بریزید!اینجا زلزله خواهد شد...اینجا، یک شب، ماه خواهد سوخت...جوراب های ابریشمی  خواهد سوخت...در خیابان ملل،ستون های عشق را از بلور بدل ساخته اند...چه فروریزنده است ایمان، چه عابر  است دوستی...سلام آقا!سلام خانوم!من یک کودکم...من یک فانوس تاشو هستم...در من شمعی روشن  کنید...روزنامه ها لباس نایلون پوشیده اند...دایه آقا!این منم که برگشتم...اسم این شهر چیست آقا؟!پیراهن  فروشی زمرد...اغذیه فروشی محبت...نوشیدنی موجود است...قانون دود و نور و فلز...مرغ های  آویخته...سینما...فرار از جهنم...من خیس شده ام، من خیلی خسته هستم آقا...خواب...تنها خواب...بخواب   هلیا، دیر است...دود دیدگانت را آزار می دهد...دیگر نگاه هیچکس بخار پنجره ات را پاک نخواهد کرد...چشمان تو  چه دارد که به شب بگوید؟!شب از من خالیست هلیا...شب از من و تصویر پروانه ها خالیست...!

 


نوشته شده در چهارشنبه 26 آبان 1389 ساعت ساعت 00 و 58 دقیقه و 52 ثانیه توسط Star*.* Girl نظرات | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ